هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن از زیبایی و تأثیرات معنوی یک پری (فرشته یا موجودی اساطیری) سخن میگوید. پری با رخسار خود انسانها را به ملکوت نزدیک کرده و از رنج و غم رها میکند. تربیت این پری باعث باز شدن چشم بشر و درک گوهر جان شده است. در نهایت، شاعر از عشق به این پری و تأثیرات آن بر جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و شعری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند 'گوهر جان' و 'ماء منی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۳۰۲۷ - نیست عجب صف زده، پیش سلیمان پری
نیست عَجَب صَفْ زَده، پیشِ سُلَیمان پَری
صَفِّ سُلَیمان نِگَر، پیشِ رُخِ آن پَری ۱
آن پَرییی کَزْ رُخَش، گشت بَشَر چون مَلَک
یافت فَراغَت زِ رنج، وَزْ غَمِ دَرمان پَری ۲
تربیتِ آن پَری، چَشمِ بَشَر باز کرد
یافته دیو و مَلَک، گوهرِ جانْ زان پَری ۳
ما و مَنی پاک رفت، ماءِ مَنی خُشک شُد
گشت پَریْ آدمی، هم شُد انسان پَری ۴
دیدهٔ جانْ شَمسِ دین، مَفْخَرِ تبریز و جان
شاد زِ عشقِ رُخَش، شادتر از جان پَری ۵
صَفِّ سُلَیمان نِگَر، پیشِ رُخِ آن پَری ۱
آن پَرییی کَزْ رُخَش، گشت بَشَر چون مَلَک
یافت فَراغَت زِ رنج، وَزْ غَمِ دَرمان پَری ۲
تربیتِ آن پَری، چَشمِ بَشَر باز کرد
یافته دیو و مَلَک، گوهرِ جانْ زان پَری ۳
ما و مَنی پاک رفت، ماءِ مَنی خُشک شُد
گشت پَریْ آدمی، هم شُد انسان پَری ۴
دیدهٔ جانْ شَمسِ دین، مَفْخَرِ تبریز و جان
شاد زِ عشقِ رُخَش، شادتر از جان پَری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۲۶ - خیره چرا گشتهیی خواجه، مگر عاشقی؟
گوهر بعدی:غزل ۳۰۲۸ - ای صنم گلزاری، چند مرا آزاری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.