هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر در مواجهه با پیری و رسیدن نعمت‌ها در زمان نامناسب است. او از از دست دادن فرصت‌ها، نبود دندان هنگام رسیدن نعمت، و رسیدن سعادت در پیری شکایت می‌کند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، و ندامت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۳۱۸ - پیرانه سر همای سعادت به من رسید

پیرانه سر همای سعادت به من رسید
وقت زوال سایه دولت به من رسید ۱

فردی نمانده بود ز مجموعه حواس
در فرصتی که نوبت عشرت به من رسید ۲

پیمانه ام ز رعشه پیری به خاک ریخت
بعد از هزار دور که نوبت به من رسید ۳

بی آسیا ز دانه چه لذت برد کسی
دندان نمانده بود چو نعمت به من رسید ۴

شد مهربان سپهر به من آخر حیات
در وقت صبح خواب فراغت به من رسید ۵

صافی که بود قسمت یاران رفته شد
درد شرابخانه قسمت به من رسید ۶

شد سینه چاک همچو صدف استخوان من
تا قطره ای ز ابر مروت به من رسید ۷

زان خنده ای که بر رخ من کرد روزگار
پنداشتم که صبح قیامت به من رسید ۸

صیاد بی کمین به شکاری نمی رسد
این فیضها ز گوشه عزلت به من رسید ۹

چون چشم یار از نفسم گرد سرمه خاست
تا گوشه ای ز عالم وحشت به من رسید ۱۰

مجنون غبار دامن صحرای غیب بود
روزی که درد وداغ محبت به من رسید ۱۱

از زهر سبز شد پروبالم چو طوطیان
تا گرد کاروان حلاوت به من رسید ۱۲

هر نشأه ای که در جگرخم ذخیره داشت
یک کاسه کرد عشق چونوبت به من رسید ۱۳

این خوشه های گوهر سیراب همچو تاک
صائب ز فیض اشک ندامت به من رسید ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۱۷ - تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید
گوهر بعدی:غزل ۴۳۱۹ - از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.