خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیمی مانند عشق، صداقت، رنج عاشقان، و ناپایداری دنیاست. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند پروانه و شمع، گل و دیوار، و چشم و می، احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و استعارههای شعری دارد.
غزل ۴۳۲۹ - تا روشنی صدق به دل یار نگردد
تا روشنی صدق به دل یار نگردد
گفتار تو آیینه کردار نگردد ۱
کوته بود از سوختگان دست تعدی
پروانه به شبگرد گرفتار نگردد ۲
در ساغر چشم است می طفل مزاجی
افسانه حریف دل بیدار نگردد ۳
رخساره گلرنگ تو هردم به هوایی است
چون چشم گرانخواب تو بیمار نگردد ۴
تا صائب ما صفحه دیوان نگشاید
گل پردگی رخنه دیوار نگردد ۵
گفتار تو آیینه کردار نگردد ۱
کوته بود از سوختگان دست تعدی
پروانه به شبگرد گرفتار نگردد ۲
در ساغر چشم است می طفل مزاجی
افسانه حریف دل بیدار نگردد ۳
رخساره گلرنگ تو هردم به هوایی است
چون چشم گرانخواب تو بیمار نگردد ۴
تا صائب ما صفحه دیوان نگشاید
گل پردگی رخنه دیوار نگردد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۲۸ - در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۳۰ - چشمی که مقید به نظر باز نگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.