هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و اندوه خود سخن می‌گوید. او از غمزه‌های معشوق و تأثیر آن بر دلش می‌گوید و از اشک‌هایی که در پی این عشق جاری شده‌اند. شاعر همچنین از شب قدر و عنایت الهی یاد می‌کند و به رابطه‌ی عقل و تن در جهان اشاره می‌نماید. در نهایت، او از عشق به عنوان نیرویی روح‌بخش و قمارخانه‌ی عالم یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۰۲۹ - اه که دلم برد غمزه‌های نگاری

اَه که دِلَم بُرَد غَمْزه‌هایِ نِگاری
شیر شِگَرف آمد و ضعیف شکاری ۱

هیچ دلی چون نبود، خالی از اَنْدوه
دَرد و غَمِ چون تو یار و دِلْبَر، باری ۲

از پِیِ این عشقْ اشک‌هاست رَوانه
خوب شَهی آمد و لَطیفْ نِثاری ۳

چَشمْ پَیاپِی، چو ابر، آبْ فَشانَد
تا نَنِشینَد بَر آن نیازْ غُباری ۴

کانِ شِکَر آن لب است، بادْ بَقایَش
تا که نَمانَد حَزین و غوره فَشاری ۵

نَکْ شَبِ قَدْر است و بَدْر کرد عِنایَت
بر دلِ هر شب رُوی، ستاره شُماری ۶

بی مَهِ او جانْ چو چَرخ، زیر و زَبَر بود
ماهیِ‌ بی‌آب را کِه دید قَراری؟ ۷

خود تو چو عقلیّ و این جهانْ همه چون تَن
از تَنِ‌ بی‌عقل کِی بیاید کاری؟ ۸

خِلْعَتِ نو پوش بر زمین و زمانه
خِلْعَتِ گُل یافت از جَنابِ تو خاری ۹

گَر نَبُدی خویِ دوست روحْ فَشانی
خود نَبُدی عاشقیّ و روحْ سِپاری ۱۰

خِرقه بِدِه در قِمارخانهٔ عالَم
خوب حَریفیّ و سودناکْ قِماری ۱۱

بَهرِ کِنارش‌ هَمی‌کِنار گُشایَم
هیچ کَس آن بَحْر را ندید کِناری ۱۲

تَن بِزَنَم تا بگوید آن مَهِ خوش رو
آن که زِ حِلْمَش بِیافت کوه وَقاری ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۲۸ - ای صنم گلزاری، چند مرا آزاری؟
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳۰ - سلمک الله، نیست مثل تو یاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.