هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج عشق و فراق است. شاعر از ناتوانی در تحمل درد فراق، بیقراری و بیتابی در برابر عشق، و عدم توانایی در تسکین دل شکسته سخن میگوید. همچنین، به ناامیدی و تلخیهای عشق اشاره میکند و از دشواریهای مسیر عشق و صبر در برابر آن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۳۷۲ - دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
این ظلم چسان بر دل افگار توان کرد ۱
هر دل که پرازخون شود از داغ عزیزان
از گریه محال است سبکبار توان کرد ۲
این درد نه دردی است که بیرون رود از دل
این داغ نه داغی است که هموار توان کرد ۳
آن صبر نداریم که خاموش نشینیم
آن زهره نداریم که اظهار توان کرد ۴
ما بیخبران نقش سراپرده خوابیم
ماراچه خیال است که بیدار توان کرد ۵
چون لاله درین سبز چمن داغ جگر سوز
تحصیل به خونابه بسیار توان کرد ۶
اکنون که خبر دارشد از چاشنی درد
مشکل که علاج دل بیمار توان کرد ۷
دستی که گل آلود شد از سبحه تزویر
چون در کمر رشته زنار توان کرد ۸
در معرکه عشق که گردون سپر انداخت
با بیجگری صبر چه مقدار توان کرد ۹
قرب خس و خارست جگرسوز وگرنه
سیر چمن از رخنه دیوار توان کرد ۱۰
از روزنه عالم غیب است فتوحات
چون قطع امید از دهن یار توان کرد ۱۱
غم نیز ز بیتابی ما روی نهان کرد
صائب به چه تسکین دل زار توان کرد ۱۲
این ظلم چسان بر دل افگار توان کرد ۱
هر دل که پرازخون شود از داغ عزیزان
از گریه محال است سبکبار توان کرد ۲
این درد نه دردی است که بیرون رود از دل
این داغ نه داغی است که هموار توان کرد ۳
آن صبر نداریم که خاموش نشینیم
آن زهره نداریم که اظهار توان کرد ۴
ما بیخبران نقش سراپرده خوابیم
ماراچه خیال است که بیدار توان کرد ۵
چون لاله درین سبز چمن داغ جگر سوز
تحصیل به خونابه بسیار توان کرد ۶
اکنون که خبر دارشد از چاشنی درد
مشکل که علاج دل بیمار توان کرد ۷
دستی که گل آلود شد از سبحه تزویر
چون در کمر رشته زنار توان کرد ۸
در معرکه عشق که گردون سپر انداخت
با بیجگری صبر چه مقدار توان کرد ۹
قرب خس و خارست جگرسوز وگرنه
سیر چمن از رخنه دیوار توان کرد ۱۰
از روزنه عالم غیب است فتوحات
چون قطع امید از دهن یار توان کرد ۱۱
غم نیز ز بیتابی ما روی نهان کرد
صائب به چه تسکین دل زار توان کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۷۱ - دل را چه خیال است به می شاد توان کرد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۷۳ - از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.