هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و بیانگر احساساتی مانند ناامیدی، درد دل، و بیپناهی در برابر عشق است. شاعر از ناتوانی در بیان احساسات، بیقراری دل، و تلخی روزگار میگوید و به دنبال تسلیمی است که آرامش را به همراه آورد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۳۷۳ - از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد
از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد
این خواب نه خوابی است که تعبیر توان کرد ۱
با دل نگرانی چه قدر راه توان رفت
با پای گرانخواب چه شبگیر توان کرد ۲
کوته بود از ساده دلان خامه تکلیف
بر صفحه آیینه چه تحریر توان کرد ۳
شیرازه سیلاب نگردد خس و خاشاک
ما را چه خیال است که زنجیر توان کرد ۴
می شبنم تلخ است و جگر ریگ روان است
از باده محال است مرا سیر توان کرد ۵
گر جوشن تسلیم بود خواب فراغت
در کام نهنگ و دهن شیر توان کرد ۶
چون اهل دلی نیست درین غمکده صائب
درد دل خود را به که تقریر توان کرد ۷
این خواب نه خوابی است که تعبیر توان کرد ۱
با دل نگرانی چه قدر راه توان رفت
با پای گرانخواب چه شبگیر توان کرد ۲
کوته بود از ساده دلان خامه تکلیف
بر صفحه آیینه چه تحریر توان کرد ۳
شیرازه سیلاب نگردد خس و خاشاک
ما را چه خیال است که زنجیر توان کرد ۴
می شبنم تلخ است و جگر ریگ روان است
از باده محال است مرا سیر توان کرد ۵
گر جوشن تسلیم بود خواب فراغت
در کام نهنگ و دهن شیر توان کرد ۶
چون اهل دلی نیست درین غمکده صائب
درد دل خود را به که تقریر توان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۷۲ - دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۷۴ - شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.