خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از صائب تبریزی، درد هجران و عشق نافرجام را بیان میکند. شاعر از رنجهای عشق، آتش دل و ناتوانی در رسیدن به معشوق سخن میگوید. تصاویری مانند آتش رخسار، گلگون خط شبرنگ و لالههای سر از جگر سنگ برآورده، نشاندهندهی عمق احساسات و رنجهای اوست.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و عشق نافرجام نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۴۳۷۸ - گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
نتوان در دل را به گل وسنگ برآورد ۱
خورشید نفس سوخته آمد به تماشا
تا آن رخ گلگون خط شبرنگ برآورد ۲
از آتش رخسار تو داغی به جگر داشت
هر لاله که سر از جگر سنگ برآورد ۳
با سینه آتش چه کند ناخن خاشاک
نتوان به خراش دل ما چنگ برآورد ۴
از دل به زبان نامده گردید سخن سبز
در سینه من بس که نفس زنگ برآورد ۵
با زور محبت چه کند سختی هجران
معشوقه خود کوهکن از سنگ برآورد ۶
سیمای خزان بود گل روی سخن را
صائب ز دم گرم من این رنگ برآورد ۷
نتوان در دل را به گل وسنگ برآورد ۱
خورشید نفس سوخته آمد به تماشا
تا آن رخ گلگون خط شبرنگ برآورد ۲
از آتش رخسار تو داغی به جگر داشت
هر لاله که سر از جگر سنگ برآورد ۳
با سینه آتش چه کند ناخن خاشاک
نتوان به خراش دل ما چنگ برآورد ۴
از دل به زبان نامده گردید سخن سبز
در سینه من بس که نفس زنگ برآورد ۵
با زور محبت چه کند سختی هجران
معشوقه خود کوهکن از سنگ برآورد ۶
سیمای خزان بود گل روی سخن را
صائب ز دم گرم من این رنگ برآورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۷۷ - از طوطی من روی سخن رنگ برآورد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۷۹ - جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.