هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر، و ارزش‌های اخلاقی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند شبنم، اشک، چشمه حیوان، و خضر برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. این شعر更适合 افرادی که تجربه‌ی بیشتری در درک شعرهای کلاسیک فارسی دارند.

غزل ۴۴۱۷ - چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند

چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند
در آب وعرق چشمه حیوان بنشیند ۱

شرمنده خونگرمی اشکم که همه عمر
نگذاشت مراگردبه مژگان بنشیند ۲

دل صاف کن آن گاه ز ماحرف طلب کن
از آینه طوطی به دبستان بنشیند ۳

مژگان شمرم بوسه زنم بر کف پایش
در چشمم اگر خار مغیلان بنشیند ۴

آن کس که چو یوسف بودش چشم عزیزی
شرط است که یک چند به زندان بنشیند ۵

از طعنه خامان نشود کند طبیعت
کی آتش سوزنده به دامان بنشیند ۶

گر خضر ببیند لب جان پرور او را
در ماتم سر چشمه حیوان بنشیند ۷

هر کس که چو صائب به تکلف نکند زیست
پیوسته چو گل خرم وخندان بنشیند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۱۶ - آنها که نظرباز به نو خط پسرانند
گوهر بعدی:غزل ۴۴۱۸ - سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.