هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و فلسفی است که به زیبایی‌های طبیعت و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند آیینه، گل، خورشید، شبنم و دریا استفاده کرده تا احساسات عمیق عاشقانه و دردهای درونی را بیان کند. همچنین، مفاهیمی مانند قناعت، ستایش و عشق الهی نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۴۲۳ - با روی تو آیینه روشن چه نماید

با روی تو آیینه روشن چه نماید
بی چهره گلرنگ تو از گل چه گشاید ۱

در روز چسان جلوه کند کرم شب افروز
با چهره تابان تو چون مهر برآید ۲

شبنم نرباید ز چمن جلوه خورشید
زینسان که نگاه تودل از خلق رباید ۳

از نغمه محال است شود باز دل تنگ
از باد نفس غنچه پیکان نگشاید ۴

گر عاشق لب تشنه شود واصل دریا
چون موج محال است که زنجیر نخاید ۵

از دل سیهی برتوگران است غم و درد
در آینه تار پری دیو نماید ۶

روشن نشد از باده گلرنگ مرا دل
از آینه تردست چه زنگار زداید ۷

هر چند سزاوار ستایش بود از خلق
آن مرد تمام است که خود را نستاید ۸

قانع نکشد منت احسان ز کریمان
آب گهراز ریزش دریا نفزاید ۹

صائب ز فراق تو ز گفتار برآمد
در فصل خزان بلبل بیدل چه سراید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۲۲ - گر یار ز احوال من آگاه نمی بود
گوهر بعدی:غزل ۴۴۲۴ - داغ از جگر سوختگان دیر برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.