هوش مصنوعی: متن بالا شعری است که از خواننده می‌خواهد از قید و بندهای دنیوی و غم‌های زندگی بگریزد و به سوی آزادی و روشنایی حرکت کند. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند برق، شرر، اخگر، و سیل، بر ضرورت رهایی از تاریکی و اندوه تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

غزل ۴۴۵۰ - از قید فلک برزده دامن بگریزید

از قید فلک برزده دامن بگریزید
چون برق ازین سوخته خرمن بگریزید ۱

یک اوج به اندازه پرواز شررنیست
درسینه سنگ ودل آهن بگریزید ۲

چون اخگردل زنده ازین سردمزاجان
در پرده خاکستر گلخن بگریزید ۳

چون برق مگردید مقید به خس وخار
از باغ جهان برزده دامن بگریزید ۴

هر جا که کند گرد غم از دورسیاهی
زیر علم باده روشن بگریزید ۵

ماتمکده خاک سزاوار وطن نیست
چون سیل ازین دشت به شیون بگریزید ۶

از ناوک دلدوز قضا امن مباشید
هرچندکه در دیده سوزن بگریزید ۷

چون شبنم گل برسردستیدقضا را
چون آب اگر در دل آهن بگریزید ۸

چون صائب اگر زخم نهانی است شما را
زنهار که از دیده سوزن بگریزید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۴۹ - صحبت به حریفان سیه کار مدارید
گوهر بعدی:غزل ۴۴۵۱ - فارغ بود از افسر زرین سر خورشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.