هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر عشق بیپایان، امید و ناامیدی، و تلاش برای یافتن معشوق است. شاعر از زلف یار، دلباختگی، و رنجهای عشق سخن میگوید و تأکید میکند که با وجود دشواریها، قطع امید ممکن نیست. همچنین، مفاهیمی مانند عرفان، صبر، و جستجوی معنویت در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۴۶۳ - هر چند ره در آن زلف پیدا نمی توان کرد
هر چند ره در آن زلف پیدا نمی توان کرد
قطع امید ازان زلف قطعا نمی توان کرد ۱
تا از سر دل ودین مردانه برنخیزی
با کاروان یوسف سودا نمی توان کرد ۲
از کف مده به بازی آن زلف عنبرین را
کاین رشته چون رها شد پیدا نمی توان کرد ۳
دریای بیکران را نتوان به ساحل آورد
در نامه شوق ما را انشا نمی توان کرد ۴
از دام ما چو مجنون آهو نجست سالم
پهلو تهی به وحشت از ما نمی توان کرد ۵
از آفتاب تابان گر نور وام گیری
چون ماه نو سر از شرم بالا نمی توان کرد ۶
امید یافتن هست گم گشته جهان را
در خویش هر که گم گشت پیدا نمی توان کرد ۷
دل بحرخون شدازعشق کوآن کسی که می گفت
سرچشمه را به کاوش دریا نمی توان کرد ۸
از زاهد ترشرو مشرب طمع مدارید
انگور سرکه چون شد صهبا نمی توان کرد ۹
سیلاب فتنه صائب با بیخودان چه سازد
آن را که نیست جایی بی جا نمی توان کرد ۱۰
قطع امید ازان زلف قطعا نمی توان کرد ۱
تا از سر دل ودین مردانه برنخیزی
با کاروان یوسف سودا نمی توان کرد ۲
از کف مده به بازی آن زلف عنبرین را
کاین رشته چون رها شد پیدا نمی توان کرد ۳
دریای بیکران را نتوان به ساحل آورد
در نامه شوق ما را انشا نمی توان کرد ۴
از دام ما چو مجنون آهو نجست سالم
پهلو تهی به وحشت از ما نمی توان کرد ۵
از آفتاب تابان گر نور وام گیری
چون ماه نو سر از شرم بالا نمی توان کرد ۶
امید یافتن هست گم گشته جهان را
در خویش هر که گم گشت پیدا نمی توان کرد ۷
دل بحرخون شدازعشق کوآن کسی که می گفت
سرچشمه را به کاوش دریا نمی توان کرد ۸
از زاهد ترشرو مشرب طمع مدارید
انگور سرکه چون شد صهبا نمی توان کرد ۹
سیلاب فتنه صائب با بیخودان چه سازد
آن را که نیست جایی بی جا نمی توان کرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۶۲ - دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد
گوهر بعدی:غزل ۴۴۶۴ - خالت ز خط مشکین دست دگر برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.