هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و فلسفی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، ناامیدی، امید و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق، درد دوری، و ناتوانی در رسیدن به آرزوها سخن می‌گوید و با اشاره به عناصر طبیعی مانند آتش، سنگ، و آینه، مفاهیم عمیق انسانی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۴۹۳ - بغیر خط که ز روی لطیف یار برآید

بغیر خط که ز روی لطیف یار برآید
ز آب آینه نشنیده کس غبار برآید ۱

ز آه گرم چه پرواست آهنین دل او را
که تیغ از آتش سوزنده آبدار برآید ۲

ز رشک آن لب یاقوت رنگ لعل بدخشان
چو لاله از جگر سنگ داغدار برآید ۳

غنی است فکر گلو سوز من ز سلسله جنبان
به پای خویشتن از سنگ این شرار برآید ۴

توان نهاد به دل تا به چند دست تهی را
غریب نیست اگر آتش از چنار برآید ۵

مرا به زخم زبان دل تهی ز عشق نگردد
کجا به سوزن تدبیر خارخار برآید ۶

شکست رنگ گل از روی آفتاب مثالت
چگونه خاک نشین با فلک سوار برآید ۷

عطای ساقی اگر باده را سبیل نسازد
ز دست کوته ما چون سبو چه کار برآید ۸

نمی توان دل روشن درست برد ز دنیا
چگونه آینه سالم ز زنگبار برآید ۹

ز مال رشته طول امل گسسته نگردد
کجا به گنج گهر پیچ وخم ز مار برآید ۱۰

بر آید اختر من صائب از وبال زمانی
که تخم سوخته از خاک در بهار بر آید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۹۲ - دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآید
گوهر بعدی:غزل ۴۴۹۴ - آتش عشق تو چون زبانه برآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.