هوش مصنوعی: این متن به توصیف شخصیتی می‌پردازد که در مواجهه با مشکلات و غم‌ها، همچون صبحی خندان و صیقلی‌دهنده عمل می‌کند. این شخصیت با اقدامات مختلف مانند بخشیدن جامه‌ها، دزدیدن خرقه‌ها، و برافروختن شعله‌ها، به نوعی زندگی را می‌سازد و از آن لذت می‌برد. او از عقل کل فراتر می‌رود و در دل دیگران نفوذ می‌کند. با این حال، در نهایت سوالاتی درباره‌ی سکوت و شکستن قلم و پاره کردن ورق‌ها مطرح می‌شود که نشان‌دهنده‌ی نوعی تضاد یا پرسش درونی است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و روانشناختی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.

غزل ۳۰۴۶ - چو صبح دم خندیدی، در بلا بندیدی

چو صُبح دَم خَندیدی، دَرِ بَلا بَنْدیدی
چو صَیقلی غَم‌ها را، زِ آیِنِه رَنْدیدی ۱

چه جامه‌ها دَردادی، چه خِرقه‌ها دُزدیدی
چه گوش‌ها بِگِرفتی، به عیش دان بِکَشیدی ۲

چه شُعله‌ها بَرکَردی، چه دیک‌ها بِپَزیدی
چه جَسِّ‌ها بِگِرفتی، چه راه‌ها پُرسیدی ۳

زِ عقلِ کُل بِگُذشتی، بُرونِ دلْ بِدَمیدی
گُشادِ گُلْشَن و باغی، چو سَروِ تَر نازیدی ۴

اگر چه خود سَرمَستی، دَهان چرا بَربَستی؟
قَلَم چرا بِشِکَستی؟ وَرَق چرا بِدَریدی؟ ۵

چه شاخ‌ها اَفْشاندی، چه میوه‌ها بَرچیدی
تُرُش چرا بِنِشَستی؟ چه طالِبِ تَهدیدی؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۴۵ - من آن نیم که تو دیدی، چو بینی‌ام نشناسی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴۷ - به جان تو، ای طایی، که سوی ما بازآیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.