هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامینی مانند عشق، ناامیدی، امید، رنج‌های روحی و جدایی از خلق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات درونی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۵۰۲ - غنچه مستور از نقاب برآمد

غنچه مستور از نقاب برآمد
گل ز پریخانه حجاب برآمد ۱

برخوری از عمر کز نظاره رویت
عمرسبکسیراز شتاب برآمد ۲

از غم روی که آه سردسحرگاه
از جگرگرم آفتاب برآمد ۳

رشته امید تا ز خلق گسستم
رشته جانم ز پیچ وتاب برآمد ۴

دامن الفت ز چنگ خلق کشیدم
کبک من از پنجه عقاب برآمد ۵

شکوه ز دوران کنم دگربه چه امید
خون به قدح ریختم شراب برآمد ۶

قطره بسیار زد سرشک ندامت
تا دل غافل مرا از خواب برآمد ۷

از لب خودبرنداشت مهر خموشی
آبله سیراب از سیراب برآمد ۸

دامن شب را ز کف چو صبح ندادم
تا ز گریبانم آفتاب برآمد ۹

آه که از چله خانه صدف آخر
گوهر من پوچ چون حباب برآمد ۱۰

از صدف تربیت نداشت امیدی
قطره من گوهراز سحاب برآمد ۱۱

از تری روزگار تیره نگشتیم
اخگر ما زنده دل ز آب برآمد ۱۲

گرچه نهفتم ز خلق سوختگی را
گردجهان بوی این کباب برآمد ۱۳

چون به عتابش امیدوارنباشم
خون به دلم کرد مشک ناب برآمد ۱۴

شد می گلرنگ اشک تلخ ندامت
گل به بغل ریختم گلاب برآمد ۱۵

گرد علایق کجا و سینه صائب
سیل تهیدست ازین خراب برآمد ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۰۱ - عشق مقید به خط وخال نگردد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۰۳ - از کمرش کام دل چگونه برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.