هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند قناعت، دعا، رحمت الهی، و ارزش صحبت با اهل حال میپردازد. شاعر از طبیعت و نمادهای آن مانند ابر، خار و خس، و گل برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۵۴۴ - مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند ۱
بر سر دست دعاست روی به هر جا کند
ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند ۲
سلسله پردازشو رو به بیابان گذار
چند سراسر توان رفت درین کوچه بند ۳
نغمه اول که ریخت غنچه منقار من
بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند ۴
صحبت ارباب حال جای شروشورنیست
سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند ۵
خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند ۱
بر سر دست دعاست روی به هر جا کند
ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند ۲
سلسله پردازشو رو به بیابان گذار
چند سراسر توان رفت درین کوچه بند ۳
نغمه اول که ریخت غنچه منقار من
بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند ۴
صحبت ارباب حال جای شروشورنیست
سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۴۳ - خال او یک نظر از دیده ما دور نباشد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴۵ - فلک از ناله ما نرم نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.