هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و با استفاده از تشبیهات و استعاره‌های زیبا، احساسات خود را بیان می‌کند. او از شیرینی لب یار، درد فراق، و زیبایی‌های عشق می‌گوید و از تأثیر تیر مژگان و خنجر نگاه معشوق بر جان خود سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیه‌ها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

غزل ۴۵۴۷ - ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ

ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ
در فراقت در دل شبهای تار افغان لذیذ ۱

گر چه در شیرینی و لذت مثل آمد نبات
حاش لله کان بود همچون لب جانان لذیذ ۲

از در و دیوار جانان حسن می ریزد مدام
زان زلیخا را بود نظاره زندان لذیذ ۳

بردن نام خدنگت کام جان شیرین کند
تیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ ۴

گر چه آب تیغ او باشد گوارادر مذاق
لیک صائب راست آب خنجر مژگان لذیذ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۴۶ - عشق تو ز دل بدر نمی آید
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴۸ - قلم ز بال سمندر کند مگرکاغذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.