خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع گذر عمر و بیثباتی زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، ناپایداری دنیا و اهمیت استفاده بهینه از زمان را بیان میکند. او تأکید میکند که عمر مانند برگهای یک کتاب ورق میخورد و انسان نباید فریب ظاهر فریبنده زندگی را بخورد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
غزل ۴۶۳۱ - می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمر
می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمر
داغ دارد شعله جواله را دوران عمر ۱
از نسیمی می شود زیر وزبر شیرازه اش
چون قلم گردیده ام صدبار بر دیوان عمر ۲
هست بر چرخ مقوس جلوه تیر شهاب
در زمین طینت ما خاکیان جولان عمر ۳
نقطه آغاز باشد چون شرر انجام او
دل منه چون غافلان بر چهره خندان عمر ۴
گر چه از قسمت بود صدسال بر فرض محال
طی به یک تسبیح گرداندن شود دوران عمر ۵
مانع است از سبز گردیدن روانی آب را
ترمکن چون خضر لب از چشمه حیوان عمر ۶
موجه ریگ روان را نعل در آتش بود
ساده لوح آن کس که می پیچد به کف دامان عمر ۷
در جوانی خاکساری پیشه کن آسوده شو
برزمین چون نقش خواهی بست درپایان عمر ۸
نیست جز خون روزی اطفال صائب در رحم
می توان بردن به پایان راه از عنوان عمر ۹
داغ دارد شعله جواله را دوران عمر ۱
از نسیمی می شود زیر وزبر شیرازه اش
چون قلم گردیده ام صدبار بر دیوان عمر ۲
هست بر چرخ مقوس جلوه تیر شهاب
در زمین طینت ما خاکیان جولان عمر ۳
نقطه آغاز باشد چون شرر انجام او
دل منه چون غافلان بر چهره خندان عمر ۴
گر چه از قسمت بود صدسال بر فرض محال
طی به یک تسبیح گرداندن شود دوران عمر ۵
مانع است از سبز گردیدن روانی آب را
ترمکن چون خضر لب از چشمه حیوان عمر ۶
موجه ریگ روان را نعل در آتش بود
ساده لوح آن کس که می پیچد به کف دامان عمر ۷
در جوانی خاکساری پیشه کن آسوده شو
برزمین چون نقش خواهی بست درپایان عمر ۸
نیست جز خون روزی اطفال صائب در رحم
می توان بردن به پایان راه از عنوان عمر ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۳۰ - چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر
گوهر بعدی:غزل ۴۶۳۲ - سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.