هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعات عشق، شادی و غم، و زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا مانند اخگر، گل، و آب زندگانی، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند. او به رابطهی پیچیدهی بین عشق و رنج اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه یک لحظه میتواند سرشار از شادی یا غم باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و واژگان به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۴۶۵۵ - فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر
فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر
که از یک قطره (می)پر می شود پیمانه اخگر ۱
دل عشاق دریک پله دارد شادی و غم را
به یک نرخ است عود و خس به وحدتخانه اخگر ۲
اگر چون گل گریبان چاک سازد جای آن دارد
زدل آن را که درپیراهن افتد دانه اخگر ۳
فضایی همچو آب زندگانی درنظر دارد
شرر راکی نشیند دل به ماتمخانه اخگر؟ ۴
ز داغ لاله درتابم که بااین تنگ ظرفیها
جگر دارانه بر سر می کشد پیمانه اخگر ۵
زدلسوزی به چشم روشن خود می دهد جایش
اگر خاشاک می آید به مهمانخانه اخگر ۶
دل ما می جهد آخر ز قید چرخ بر انجم
سپند ما نخواهد مانددر غمخانه اخگر ۷
چه آتش بود عشق انداخت در دامان این صحرا
که شد هر دانه زنجیر مجنون دانه اخگر ۸
بررویی که من زان آتشین رو دیده ام صائب
به یک صحبت سمندر راکند بیگانه اخگر ۹
که از یک قطره (می)پر می شود پیمانه اخگر ۱
دل عشاق دریک پله دارد شادی و غم را
به یک نرخ است عود و خس به وحدتخانه اخگر ۲
اگر چون گل گریبان چاک سازد جای آن دارد
زدل آن را که درپیراهن افتد دانه اخگر ۳
فضایی همچو آب زندگانی درنظر دارد
شرر راکی نشیند دل به ماتمخانه اخگر؟ ۴
ز داغ لاله درتابم که بااین تنگ ظرفیها
جگر دارانه بر سر می کشد پیمانه اخگر ۵
زدلسوزی به چشم روشن خود می دهد جایش
اگر خاشاک می آید به مهمانخانه اخگر ۶
دل ما می جهد آخر ز قید چرخ بر انجم
سپند ما نخواهد مانددر غمخانه اخگر ۷
چه آتش بود عشق انداخت در دامان این صحرا
که شد هر دانه زنجیر مجنون دانه اخگر ۸
بررویی که من زان آتشین رو دیده ام صائب
به یک صحبت سمندر راکند بیگانه اخگر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۵۴ - بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذر
گوهر بعدی:غزل ۴۶۵۶ - ندارد خاطر آگاه جز غفلت غم دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.