هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و جهان پر از وحشت اطرافش بیان می‌کند. شاعر از دل تنگ، چشم‌های فریبنده معشوق، و سوزش عشق می‌گوید و از مفاهیمی مانند پاکدامنی، طاعت، و گناه نیز سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۶۹۲ - ترا لبی است ز چشم ستاره خندان تر

ترا لبی است ز چشم ستاره خندان تر
مرا دلی ز دهان تو تنگ میدان تر ۱

دلی است در بر من زین جهان پر وحشت
ز چشم شوخ تو از مردمان گریزان تر ۲

حذر ز خیرگی من مکن که دیده ی من
ز چشم آینه صد پرده است حیران تر ۳

اگرچه در کمر یار حلقه کردم دست
همان ز زلف بود خاطرم پریشان تر ۴

برآن عذار جهانسوز، قطره عرق است
ستاره ای که بود ز آفتاب رخشان تر ۵

اگر چه سینه آیینه از غرض پاک است
ز دیده تر من نیست پاکدامن تر ۶

شد از سفیدی مو بیش بیقراری دل
که می شود به دم صبح شمع لرزان تر ۷

صلاح خالص ازان کن طلب که طاعت را
کند ز دیده خلق از گناه پنهان تر ۸

ز سوز عشق رگ جان به تن مرا صائب
ز مو برآتش سوزنده است پیچان تر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۹۱ - ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹۳ - اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.