هوش مصنوعی: متن حاضر دعوتی است به رهایی از قید و بندهای ظاهری و روی آوردن به معنویت و عرفان. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از تظاهر و تکلف دوری کند و به خرابات (محل عرفان و رهایی) بیاید. او تأکید می‌کند که انسانیت و جان‌داری مهم‌تر از ظواهر است و از مخاطب می‌خواهد که به جای دنبال کردن سود و زیان دنیوی، به عیش ابدی و معنویت بیندیشد. همچنین، شاعر به نقد رفتارهای ظاهری و تکلف‌آمیز می‌پردازد و از مخاطب می‌خواهد که به جای بیماری و رنج، به سلامت و هشیاری روی آورد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم استفاده‌شده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

غزل ۳۰۶۷ - تو در عقیلهٔ ترتیب کفش و دستاری

تو در عَقیلهٔ تَرتیبِ کَفْش و دَستاری
چگونه رَطْلِ گِرانْ خوار را به دست آری؟ ۱

به جانِ من، به خَرابات آیْ یک لحظه
تو نیز آدمی‌یی، مَردمیّ و جانْ داری ۲

بیا و خِرقه گِرو کُن به میْ فُروشِ اَلَست
که پیش از آب و گِل است از اَلَستْ خَمّاری ۳

سَماع و شُربِ سَقاهُمْ، نه کارِ درویش است؟
مَجاز بود چُنین نام‌ها، تو پِنْداری ۴

بیا بگو که چه باشد اَلَست، عیشِ اَبَد
زیان و سودِ کم و بیش، کارِ بازاری؟ ۵

سَری که دَرد ندارد، چراش می‌بَندی؟
مَلَنْگ هین به تَکَلُّف، که سَختْ رَهْواری ۶

فقیر و عارف و درویش، وان گَهی هُشیار؟
چرا نَهی تَنِ بی‌رنج را به بیماری؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۶۶ - رسید ترکم، با چهره‌های گل وردی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶۸ - فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.