هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعی و نمادین، به موضوعاتی مانند گذر زمان، عشق، رهایی از رنجها، و رسیدن به آرزوها میپردازد. شاعر با بهکارگیری استعارههایی مانند «نخل خزان»، «آهوی زخمخورده»، و «یوسف در چاه»، از رنجهای بشری و امید به نجات سخن میگوید. همچنین، تأکید بر فرصتهای ازدسترفته و ضرورت استفاده از زمان حال از درونمایههای اصلی شعر است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷۴۱ - نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر
نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر
برگ ز دست رفته ما را ستانده گیر ۱
تعجیل در گرفتن دل اینقدر چرا؟
آهوی زخم خورده ما را دوانده گیر ۲
زان پیشتر که خرج نسیم خزان شود
این خرده ای که هست چو گل برفشانده گیر ۳
چون عاقبت گذاشتی و گذشتنی است
خود رابه منتهای مطالب رسانده گیر ۴
از مغرب زوال چو آخر گزیر نیست
چون آفتاب روی زمین راستانده گیر ۵
چون دست آخر از تو به یک نقش می برند
نقش مراد بر همه عالم نشانده گیر ۶
درخاک، نعل تیر هوایی در آتش است
مرکب به روی پیشه گردون جهانده گیر ۷
این آهوی رمیده که رام تو گشته است
تا هست درکمندتو، از خود رمانده گیر ۸
چون کندنی است ریشه ازین تیره خاکدان
دردل هزار نخل تمنا نشانده گیر ۹
زین صید گاه هیچ غزالی نجسته است
درخاک و خون شکاری خود رانشانده گیر ۱۰
خواری کشیدگان به عزیزی رسند زود
از بند و چاه، یوسف خودرا رهانده گیر ۱۱
دنیا مقام و مسکن جان غریب نیست
این شاهباز رازنشیمن پرانده گیر ۱۲
چون نیست هیچ کس که به داد سخن رسد
صائب به اوج عرش، سخن را رسانده گیر ۱۳
برگ ز دست رفته ما را ستانده گیر ۱
تعجیل در گرفتن دل اینقدر چرا؟
آهوی زخم خورده ما را دوانده گیر ۲
زان پیشتر که خرج نسیم خزان شود
این خرده ای که هست چو گل برفشانده گیر ۳
چون عاقبت گذاشتی و گذشتنی است
خود رابه منتهای مطالب رسانده گیر ۴
از مغرب زوال چو آخر گزیر نیست
چون آفتاب روی زمین راستانده گیر ۵
چون دست آخر از تو به یک نقش می برند
نقش مراد بر همه عالم نشانده گیر ۶
درخاک، نعل تیر هوایی در آتش است
مرکب به روی پیشه گردون جهانده گیر ۷
این آهوی رمیده که رام تو گشته است
تا هست درکمندتو، از خود رمانده گیر ۸
چون کندنی است ریشه ازین تیره خاکدان
دردل هزار نخل تمنا نشانده گیر ۹
زین صید گاه هیچ غزالی نجسته است
درخاک و خون شکاری خود رانشانده گیر ۱۰
خواری کشیدگان به عزیزی رسند زود
از بند و چاه، یوسف خودرا رهانده گیر ۱۱
دنیا مقام و مسکن جان غریب نیست
این شاهباز رازنشیمن پرانده گیر ۱۲
چون نیست هیچ کس که به داد سخن رسد
صائب به اوج عرش، سخن را رسانده گیر ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۴۰ - فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
گوهر بعدی:غزل ۴۷۴۲ - جز گوشه قناعت ازین خاکدان مگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.