هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و دلزدگی شاعر از عشق و دنیای مادی است. او از بیتأثیری عشق بر دلش میگوید و به دنبال پناهگاهی معنوی مانند دیر مغان میگردد. شاعر به زاهدان و ریاکاریهای آنان اشاره میکند و تأکید دارد که دل پاک از تعلقات دنیوی رهاست. همچنین، او به اهمیت بیداری روحانی و دوری از تنبلی اشاره میکند و در پایان، از شهر تبریز به عنوان نماد بلندنامی یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند ریاکاری زاهدان و دلزدگی از عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴۸۰۲ - نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز
نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز
زهیزم تر من شد فسرده آتش تیز ۱
عجب که راه به دیر مغان توانم یافت
مراکه نیست به جز سبحه هیچ دستاویز ۲
به زاهدان نکند می ز ننگ آمیزش
و گرنه هیزم خشک است مفت آتش تیز ۳
دلی که رفت به دارالامان بیرنگی
چه فارغ است زنار جهان رنگ آمیز ۴
ز صبح دانه انجم تمام می سوزد
به هیچ شوره زمین تخم پاک خویش مریز ۵
چه نعمتی است که سنگین دلان نمی دانند
که شیشه هاست مرازیرخرقه پرهیز ۶
سحر که مرغ سحرخیز در خروش آید
اگر ز جای نخیزد دلت تو خود برخیز ۷
ترا ز هر که رسد تلخیی درین عالم
محصلی است که از خلق درخدا بگریز ۸
مکن به کاهلی امروز خویش را فردا
که خود حساب ندارد حذر ز رستاخیز ۹
ز حسن طبع تو صائب که در ترقی باد
بلند نام شد از جمله شهرها تبریز ۱۰
زهیزم تر من شد فسرده آتش تیز ۱
عجب که راه به دیر مغان توانم یافت
مراکه نیست به جز سبحه هیچ دستاویز ۲
به زاهدان نکند می ز ننگ آمیزش
و گرنه هیزم خشک است مفت آتش تیز ۳
دلی که رفت به دارالامان بیرنگی
چه فارغ است زنار جهان رنگ آمیز ۴
ز صبح دانه انجم تمام می سوزد
به هیچ شوره زمین تخم پاک خویش مریز ۵
چه نعمتی است که سنگین دلان نمی دانند
که شیشه هاست مرازیرخرقه پرهیز ۶
سحر که مرغ سحرخیز در خروش آید
اگر ز جای نخیزد دلت تو خود برخیز ۷
ترا ز هر که رسد تلخیی درین عالم
محصلی است که از خلق درخدا بگریز ۸
مکن به کاهلی امروز خویش را فردا
که خود حساب ندارد حذر ز رستاخیز ۹
ز حسن طبع تو صائب که در ترقی باد
بلند نام شد از جمله شهرها تبریز ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۰۱ - چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز
گوهر بعدی:غزل ۴۸۰۳ - سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.