خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند حفظ آبرو، احترام به دیگران، پرهیز از اسراف و بیاحترامی، و ارزش قائل شدن برای زحمات دیگران میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند شمع اشک نریزد، حیات خود را بیهوده هدر ندهد، به اهل سخن بیاحترامی نکند، و آبروی دیگران را نریزد. همچنین تأکید دارد که نباید به افراد ضعیف و بیپناه ظلم کرد و باید از زبان ملامت پرهیز نمود.
مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی موجود در این شعر برای درک و تحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۴۸۱۷ - چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز ۱
بی عزتی به اهل سخن مایه غم است
زنهار خرده های قلم زیر پا مریز ۲
باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند
زنهار آبرو به درآشنا مریز ۳
آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند
ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز ۴
از مفلسان زبان ملامت کشیده دار
زنهار خون ماهی بی فلس را مریز ۵
صائب گذشت از دو جهان در وفای تو
خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز ۶
نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز ۱
بی عزتی به اهل سخن مایه غم است
زنهار خرده های قلم زیر پا مریز ۲
باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند
زنهار آبرو به درآشنا مریز ۳
آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند
ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز ۴
از مفلسان زبان ملامت کشیده دار
زنهار خون ماهی بی فلس را مریز ۵
صائب گذشت از دو جهان در وفای تو
خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۱۶ - تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
گوهر بعدی:غزل ۴۸۱۸ - چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.