هوش مصنوعی:
این شعر به بیان دردها و رنجهای عاشقانه و ناامیدیهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از پریشانی معشوق، دردهای بیدرمان، و ناتوانی در رهایی از غم و هوس سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فتنه، بیقدری، و تسلیم شدن در برابر عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
غزل ۴۸۵۳ - معشوق پریشان نظری راچه کند کس؟
معشوق پریشان نظری راچه کند کس؟
این صندل هر دردسری را چه کند کس؟ ۱
آن به که صبا از سر آن زلف نیاید
غماز پریشان خبری را چه کند کس؟ ۲
چشم هوس از جنبش مژگان تو بستیم
ناخن زن داغ جگری راچه کند کس ؟ ۳
از زلف پریشان رقمش دست کشیدیم
سر حلقه هر فتنه گری راچه کند کس؟ ۴
صائب نظر از دیده بی اشک فرو بست
آخر صدف بی گهری را چه کند کس ؟ ۵
این صندل هر دردسری را چه کند کس؟ ۱
آن به که صبا از سر آن زلف نیاید
غماز پریشان خبری را چه کند کس؟ ۲
چشم هوس از جنبش مژگان تو بستیم
ناخن زن داغ جگری راچه کند کس ؟ ۳
از زلف پریشان رقمش دست کشیدیم
سر حلقه هر فتنه گری راچه کند کس؟ ۴
صائب نظر از دیده بی اشک فرو بست
آخر صدف بی گهری را چه کند کس ؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۵۲ - بی نوش لبان آب بقا را چه کند کس؟
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵۴ - حیف است که سر در سر مینانکند کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.