هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و انتقاد از بیتوجهی انسانها به فرصتهای زندگی، ارزشهای انسانی و زیباییهای درون است. شاعر از بیتفاوتی مردم نسبت به عشق، معرفت و پاکی درونی گلایه میکند و تأکید دارد که انسانها باید از فرصتهای خود استفاده کنند و به دنبال حقیقت و زیبایی باشند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین ممکن است برخی از اشارات انتقادی و تمثیلهای به کار رفته برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۴۸۵۴ - حیف است که سر در سر مینانکند کس
حیف است که سر در سر مینانکند کس
با دختر رزعیش دوبالا نکند کس ۱
زان پیش که در خاک رود، قطره خود را
حیف است که پیوسته به دریا نکند کس ۲
در گرگ نبیند اثر جلوه یوسف
تا آینه خویش مصفا نکند کس ۳
دیوانه درین شهر گران است به سنگی
چون سیل چرا روی به صحرا نکند کس؟ ۴
در چشم کند خانه، مگس را چو دهی روی
با سفله همان به که مدارا نکند کس ۵
حال دل صائب ز جبین روشن و پیداست
این آینه ای نیست که رسوا نکند کس ۶
با دختر رزعیش دوبالا نکند کس ۱
زان پیش که در خاک رود، قطره خود را
حیف است که پیوسته به دریا نکند کس ۲
در گرگ نبیند اثر جلوه یوسف
تا آینه خویش مصفا نکند کس ۳
دیوانه درین شهر گران است به سنگی
چون سیل چرا روی به صحرا نکند کس؟ ۴
در چشم کند خانه، مگس را چو دهی روی
با سفله همان به که مدارا نکند کس ۵
حال دل صائب ز جبین روشن و پیداست
این آینه ای نیست که رسوا نکند کس ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۵۳ - معشوق پریشان نظری راچه کند کس؟
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵۵ - صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.