هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر جوشش و شور درونی است که در طبیعت و انسان دیده میشود. شاعر از جوشش خون، بهار، خاک و شراب به عنوان نمادهای زندگی و نشاط یاد میکند و تأکید میکند که حتی در دل افسردگی و جدایی، این جوشش وجود دارد. همچنین، او به تأثیر نالههای عاجزانه و عشق در روح انسان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند «جوشش خون» و «روان پاک» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۹۰۸ - خون ما از روی آتشناک می آید به جوش
خون ما از روی آتشناک می آید به جوش
از دم گرم بهاران خاک می آید به جوش ۱
جسم خاکی مانع از سیرست جان پاک را
چون شود سرچشمه از گل پاک، می آید به جوش ۲
در دل افسرده ما نیست سامان نشاط
در چنین فصلی که خون خاک می آید به جوش ۳
باده پر زور در ساغر کند دیوانگی
خون ما در حلقه فتراک می آید به جوش ۴
میکند تأثیر عاجز نالی ما در دلش
دیگ سنگین از خس و خاشاک می آید به جوش ۵
در جدایی می شود مژگان ما گوهرفشان
در بریدن آب چشم تاک می آید به جوش ۶
در خم سربسته می وا می کند بال نشاط
در تن خاکی، روان پاک می آید به جوش ۷
فکر رنگین صائب از دریافتن گردد رسا
این شراب از شعله ادراک می آید به جوش ۸
از دم گرم بهاران خاک می آید به جوش ۱
جسم خاکی مانع از سیرست جان پاک را
چون شود سرچشمه از گل پاک، می آید به جوش ۲
در دل افسرده ما نیست سامان نشاط
در چنین فصلی که خون خاک می آید به جوش ۳
باده پر زور در ساغر کند دیوانگی
خون ما در حلقه فتراک می آید به جوش ۴
میکند تأثیر عاجز نالی ما در دلش
دیگ سنگین از خس و خاشاک می آید به جوش ۵
در جدایی می شود مژگان ما گوهرفشان
در بریدن آب چشم تاک می آید به جوش ۶
در خم سربسته می وا می کند بال نشاط
در تن خاکی، روان پاک می آید به جوش ۷
فکر رنگین صائب از دریافتن گردد رسا
این شراب از شعله ادراک می آید به جوش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۰۷ - باتن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰۹ - می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.