خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، رنج، خودسازی، و تأثیر متقابل انسانها بر یکدیگر میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند گوهر وجودی، بیقراری، تأثیر عشق، و رهایی از وابستگیها سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و جدایی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
غزل ۴۹۱۶ - جوهر ذاتی نمی خواهد ز کس اکسیر خویش
جوهر ذاتی نمی خواهد ز کس اکسیر خویش
گوهر از گرد یتیمی می کند تعمیر خویش ۱
کاسه فغفور رابر فرق خاقان بشکند
هرکه را باشد ولی نعمت ز چشم سیر خویش ۲
پیچ و تاب بیقراری رشته جان من است
می برم چون آب هرجامی روم زنجیر خویش ۳
آهوان ناز سگ لیلی به مجنون می کنند
عشق در هر جا که باشد می کند تأثیر خویش ۴
زخم من از گردخجلت رخنه دیوار شد
اینقدر غافل نباشد بود از نخجیر خویش ۵
می برد رنگ از رخ یاقوت خون گرم ما
رحم کن ای سنگدل برجوهر شمشیر خویش ۶
در رکاب سیل نتوانی شدن واصل به بحر
تا نشویی دست رغبت صائب از تعمیر خویش ۷
گوهر از گرد یتیمی می کند تعمیر خویش ۱
کاسه فغفور رابر فرق خاقان بشکند
هرکه را باشد ولی نعمت ز چشم سیر خویش ۲
پیچ و تاب بیقراری رشته جان من است
می برم چون آب هرجامی روم زنجیر خویش ۳
آهوان ناز سگ لیلی به مجنون می کنند
عشق در هر جا که باشد می کند تأثیر خویش ۴
زخم من از گردخجلت رخنه دیوار شد
اینقدر غافل نباشد بود از نخجیر خویش ۵
می برد رنگ از رخ یاقوت خون گرم ما
رحم کن ای سنگدل برجوهر شمشیر خویش ۶
در رکاب سیل نتوانی شدن واصل به بحر
تا نشویی دست رغبت صائب از تعمیر خویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۱۵ - نیست رزقم تیر تخشی چون کمان ازتیر خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۱۷ - کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.