خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از صائب تبریزی، با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا، به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند شکرش (لب معشوق)، گلو، زلف، خال، سرو، و بلبل برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. شعر همچنین به مفاهیمی مانند غیرت، عشق، و رنج‌های عاشقانه اشاره دارد.

این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۹۷۴ - شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش

شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
قیمتی گشت ازین گردیتیمی گهرش ۱

پسته می گشت نهان در دل شکر دایم
چون نهان شد به خط سبز لب چون شکرش؟ ۲

زلف وقت است که به چهره او خال شود
بس که پیچد به خود از غیرت موی کمرش ۳

گر چنین نشو و نما می کند آن تازه نهال
سرو چون سبزه خوابیده شودپی سپرش ۴

حاصلی نیست ازان نخل برومند مرا
تا نصیب لب و دندان که باشد ثمرش ۵

بلبلی راکه به بی برگ و نوایی آموخت
برگ گل ناخن الماس بود بر جگرش ۶

نتوان بست به زنجیر خود آرایان را
نعل طاوس درآتش بود ازبال وپرش ۷

عشق کرده است مرا برسر خوانی مهمان
که زجان سیر شدن هست کمین ما حضرش ۸

گر به گوهر رسد سنگ شکستی سهل است
وای برآن که شکستی رسد از هم گهرش ۹

صائب از بوسه آن لب، دهنی شیرین کن
تانگشته است نهان در پر طوطی شکرش ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۷۳ - در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۷۵ - خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.