هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق و نگاه او بر دل عاشق میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارات زیبا مانند مژههای بلند، شمشیر گران، و زلف معشوق استفاده شده است. همچنین، مفاهیمی مانند ندامت، غرور، و رهایی نیز در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۹۷۵ - خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
مژه راسبزه خوابیده کند تقریرش ۱
بسمل او به سر جان نتواند لرزید
بس که ازلنگر نازست گران شمشیرش ۲
این چه مژگان بلندست که نگشوده ،شود
درکمانخانه ز نخجیر ترازو،تیرش ۳
اگر از سلسله زلف رهایی یابد
چه کند دل به غبار خط دامنگیرش ؟ ۴
هرکه را شوخی چشم تو بیابانی کرد
حلقه چشم غزالان نکند زنجیرش ۵
حسن مغرور چو افتاد نسازد با خود
چه عجب خانه آیینه کند دلگیرش؟ ۶
بادل بیخبر، اظهار ندامت ز گناه
همچو خوابی است که درخواب کنی تعبیرش ۷
حذر از آه جگردوز کهنسالان کن
کاین کمانی است که برخاک نیفتد تیرش ۸
پای ویرانه هر کس که فرو رفت به گنج
نیست صائب غم معمار و سر تعمیرش ۹
مژه راسبزه خوابیده کند تقریرش ۱
بسمل او به سر جان نتواند لرزید
بس که ازلنگر نازست گران شمشیرش ۲
این چه مژگان بلندست که نگشوده ،شود
درکمانخانه ز نخجیر ترازو،تیرش ۳
اگر از سلسله زلف رهایی یابد
چه کند دل به غبار خط دامنگیرش ؟ ۴
هرکه را شوخی چشم تو بیابانی کرد
حلقه چشم غزالان نکند زنجیرش ۵
حسن مغرور چو افتاد نسازد با خود
چه عجب خانه آیینه کند دلگیرش؟ ۶
بادل بیخبر، اظهار ندامت ز گناه
همچو خوابی است که درخواب کنی تعبیرش ۷
حذر از آه جگردوز کهنسالان کن
کاین کمانی است که برخاک نیفتد تیرش ۸
پای ویرانه هر کس که فرو رفت به گنج
نیست صائب غم معمار و سر تعمیرش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۷۴ - شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۷۶ - حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.