هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ تنهایی، خودشناسی، و ناتوانی در رهایی از قید و بندهای درونی است. شاعر از گلایههای خود دربارهٔ کوتاهیهایش، احساس یتیمی، و تلاش برای یافتن جایگاه واقعی خود سخن میگوید. همچنین، او به تأثیر سخنانش بر جهان و عدم تمایل به محدود کردن خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تنهایی و یتیمی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۴۹۹۳ - رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش
رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش
نخل شمعم که بود ریشه من در سر خویش ۱
بر نیایم ز قفس گر قفسم را شکنند
خجلم بس که ز کوتاهی بال و پر خویش ۲
چون گهرگرد یتیمی است لباسی که مراست
گرد می خیزد اگر دست زنم بر سر خویش ۳
ازگهر سنجی این جوهریان نزدیک است
که ز ساحل به صدف بازبرم گوهر خویش ۴
عالم از خامه شیرین سخنم پر شورست
نیستم نی که ببندم به گره شکر خویش ۵
تا خلافش به دل جمع توانم کردن
راه گفتار نبندم به نصیحتگر خویش ! ۶
به شکر خنده شادی گذرد ایامش
هرکه چون صبح به آفاق نبندد در خویش ۷
چه فتاده است در اندیشه سامان باشم؟
من که چون شاخ گل از خویش ندانم سر خویش ۸
صائب از شرم همان حلقه بیرون درم
سرو چون فاخته گر جا دهدم در بر خویش ۹
نخل شمعم که بود ریشه من در سر خویش ۱
بر نیایم ز قفس گر قفسم را شکنند
خجلم بس که ز کوتاهی بال و پر خویش ۲
چون گهرگرد یتیمی است لباسی که مراست
گرد می خیزد اگر دست زنم بر سر خویش ۳
ازگهر سنجی این جوهریان نزدیک است
که ز ساحل به صدف بازبرم گوهر خویش ۴
عالم از خامه شیرین سخنم پر شورست
نیستم نی که ببندم به گره شکر خویش ۵
تا خلافش به دل جمع توانم کردن
راه گفتار نبندم به نصیحتگر خویش ! ۶
به شکر خنده شادی گذرد ایامش
هرکه چون صبح به آفاق نبندد در خویش ۷
چه فتاده است در اندیشه سامان باشم؟
من که چون شاخ گل از خویش ندانم سر خویش ۸
صائب از شرم همان حلقه بیرون درم
سرو چون فاخته گر جا دهدم در بر خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۹۲ - نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۹۴ - ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.