هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، جدایی، و جستجوی معنا در زندگی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند پروانه و شمع، شیشه می، و کشتی برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جدایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۴۹۹۲ - نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش

نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش
دست ماهمچو سبو ماند به زیر سر خویش ۱

نیست پروانه من قابل دلسوزی شمع
مگر ازگرمی پرواز بسوزم پر خویش ۲

گردن شیشه می حکم بیاضی دارد
که کسی از خط پیمانه نپیچد سر خویش ۳

چند مژگان تو بااهل نظر کج بازد؟
هیچ کس تیر نینداخته بر لشکر خویش ۴

نیستی اخگر، ازین پرده نیلی بدر آی
چند در پرده توان بود زخاکستر خویش؟ ۵

کشتی خویش به ساحل نتوانی بردن
تادرین بحر فلاخن نکنی لنگر خویش ۶

چون به بیداری ازان روی نظر بردارد؟
آنکه در خواب نهد آینه زیرسرخویش ۷

خبر از مستی سرشار ندارد صائب
هرکه مستانه نزد در دل خم ساغر خویش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۹۱ - ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۹۳ - رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.