خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارههای زیبا و عمیق برای بیان مفاهیم عرفانی و روحانی استفاده میکند. در آن، مفاهیمی مانند وحدت با خدا، عشق الهی، رهایی از درد و غم، و رسیدن به آرامش روحانی مطرح شدهاند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این متن برای کسانی مناسب است که با ادبیات عرفانی آشنایی نسبی دارند.
غزل ۵۰۰۳ - لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش
لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش
مدام می چکد وکم نمی شود آبش ۱
کسی که راه به بحر محیط وحدت برد
غریب نیست درآغوش دشت سیلابش ۲
چو مرده ای است که خوابانده اند در کافور
کسی که در شب مهتاب می برد خوابش ۳
چو تیر سخت کمان برون عارف
ز مسجدی که بود رو به خلق محرابش ۴
قدمی که خم شود از بار درد و غم صائب
نهنگ می کشد از بحر عشق قلابش ۵
مدام می چکد وکم نمی شود آبش ۱
کسی که راه به بحر محیط وحدت برد
غریب نیست درآغوش دشت سیلابش ۲
چو مرده ای است که خوابانده اند در کافور
کسی که در شب مهتاب می برد خوابش ۳
چو تیر سخت کمان برون عارف
ز مسجدی که بود رو به خلق محرابش ۴
قدمی که خم شود از بار درد و غم صائب
نهنگ می کشد از بحر عشق قلابش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۰۲ - شکست رنگ مرا رنگ همچو مهتابش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۰۴ - خوشا سری که سرگشتگی رهانندش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.