خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که با استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده، به موضوعاتی مانند عطش معنوی، ناپایداری زندگی، و حرص و طمع انسان میپردازد. شاعر از عناصری مانند آب حیات، خضر، و مسیح برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم پیچیده و انتزاعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۰۱۳ - مدار چشم مروت ز خضرو احسانش
مدار چشم مروت ز خضرو احسانش
که سربه مهر حباب است آب حیوانش ۱
به آب می برد و تشنه باز می آرد
هزار تشنه جگر راچه زنخدانش ۲
بنای عمر مسیح و خضر به آب رسید
هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش ۳
زگرد خوان فلک دست حرص کوته دار
که سنگ ریزه منت سرشته بانانش ۴
گشاده روی بود در حریم دیده مور
دلی که وسعت مشرب بود بیابانش ۵
که سربه مهر حباب است آب حیوانش ۱
به آب می برد و تشنه باز می آرد
هزار تشنه جگر راچه زنخدانش ۲
بنای عمر مسیح و خضر به آب رسید
هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش ۳
زگرد خوان فلک دست حرص کوته دار
که سنگ ریزه منت سرشته بانانش ۴
گشاده روی بود در حریم دیده مور
دلی که وسعت مشرب بود بیابانش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۱۲ - کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱۴ - دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.