خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد و از مفاهیمی مانند رشک، تغافل، تحمل، و توکل سخن میگوید. شاعر از عناصر طبیعی مانند چمن، سنبل، و بلبل برای بیان احساسات خود استفاده کرده و به رابطه بین عاشق و معشوق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۲۹ - چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
سرآمدی ز نکویان به زلف و کاکل خویش ۱
اگر چه هست لبت بی نیاز از پرسش
بپرس حال مرا گاهی از تغافل خویش ۲
فتادگی است که پشتش نمی رسد به زمین
به خصم خویش سوارم من ازتحمل خویش ۳
کمینه حکم شهنشاه عشق این حکم است
که گل پیاده رود در رکاب بلبل خویش ۴
چه نعمتی است درین راه پرخطر صائب
که بسته ایم گران، توشه توکل خویش ۵
سرآمدی ز نکویان به زلف و کاکل خویش ۱
اگر چه هست لبت بی نیاز از پرسش
بپرس حال مرا گاهی از تغافل خویش ۲
فتادگی است که پشتش نمی رسد به زمین
به خصم خویش سوارم من ازتحمل خویش ۳
کمینه حکم شهنشاه عشق این حکم است
که گل پیاده رود در رکاب بلبل خویش ۴
چه نعمتی است درین راه پرخطر صائب
که بسته ایم گران، توشه توکل خویش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۲۸ - نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۳۰ - مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.