هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به بیان احساسات شاعرانه و مفاهیم عرفانی می‌پردازد. شاعر از جلوه‌های طبیعت مانند طفل اشک، شبنم، گلشن و آفتاب برای توصیف عشق و زیبایی استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند فقر، آزادگی و عرفان نیز در شعر دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۰۵۷ - شوخی که جلوه گاه بود دیده منش

شوخی که جلوه گاه بود دیده منش
چون طفل اشک، روی توان دید درتنش ۱

هر چند نیست قتل مرا احتیاج حکم
حکم بیاضیی گذرانده است گردنش ۲

پیداست همچو قبله نما از ته بلور
از سینه لطیف دل همچو آهنش ۳

آب حیات جامه به شبنم بدل کند
شاید که در لباس کند سیر گلشنش ۴

پای چراغ می شمرد آفتاب را
چشمی که کرد دیدن آن روی روشنش ۵

هرکس که دید سرو ترا درخرام ناز
در خواب نوبهار رود پای رفتنش ۶

مجنون که ناز از سگ لیلی نمی کشید
امروز خوابگاه غزال است دامنش ۷

صائب تلاش گلشن جنت چرا کند؟
آزاده ای که گوشه فقرست مسکنش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۵۶ - از خط نگشته سبز لب روح پرورش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۵۸ - خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.