هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج شاعر از خود و جهان اطرافش است. او از زبان تیز خود، ناتوانی در کنترل زندگی، و دوری از آرامش مینالد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند صبر، عشق، و جستجوی معنویت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۰۶۹ - خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش
خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش
کافر مباد کشته تیغ زبان خویش ! ۱
یک مرد در قلمرو جرأت نیافتم
در دل چوآفتاب شکستم سنان خویش ۲
هرگز چنان نشد که درین دشت پرشکار
دست نوازشی بکشم برکمان خویش ۳
آتش به مصحف پر پروانه می زند
این شمع هیچ رحم ندارد به جان خویش ۴
در وادیی که خضرزند جوش العطش
دارم عقیق صبربه زیر زبان خویش ۵
چون موج ازکشاکش این بحر نیلگون
فرصت نیافتم که بگیرم عنان خویش ۶
بلبل به خاکساری من رشک میبرد
افتاده ام ز جوش گل ازآشیان خویش ۷
صائب به گردکعبه مقصد کجارسد؟
دارد هزار مرحله تاآستان خویش ۸
کافر مباد کشته تیغ زبان خویش ! ۱
یک مرد در قلمرو جرأت نیافتم
در دل چوآفتاب شکستم سنان خویش ۲
هرگز چنان نشد که درین دشت پرشکار
دست نوازشی بکشم برکمان خویش ۳
آتش به مصحف پر پروانه می زند
این شمع هیچ رحم ندارد به جان خویش ۴
در وادیی که خضرزند جوش العطش
دارم عقیق صبربه زیر زبان خویش ۵
چون موج ازکشاکش این بحر نیلگون
فرصت نیافتم که بگیرم عنان خویش ۶
بلبل به خاکساری من رشک میبرد
افتاده ام ز جوش گل ازآشیان خویش ۷
صائب به گردکعبه مقصد کجارسد؟
دارد هزار مرحله تاآستان خویش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۶۸ - ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۷۰ - از بیقراری دل اندوهگین خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.