هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر نگاه شاعر به خود، عیوب و ارزشهای خویش است. او از غفلت از قدر خود، رنجیدهخاطر است و تلاش میکند تا با کنار گذاشتن موانع، به شناخت بهتری از خود برسد. شاعر از مستی و مستوری، عیوب پنهان و تلاش برای رهایی از قیدوبندهای درونی سخن میگوید و در نهایت به رضایت درونی و فنا در رضای حق میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و خودشناسی در این شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و مستوری ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۵۰۷۴ - حسن تو غافل است ز قدر و بهای خویش
حسن تو غافل است ز قدر و بهای خویش
آیینه را خبر نبود از صفای خویش ۱
چون شمع تا به خلوت او راه برده ام
صد بار دیده ام سر خود زیر پای خویش ۲
آمیخته است مستی و مستوریم به هم
افکنده ام به گردن مینا ردای خویش ۳
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است
شرمنده است پیش رخش از صفای خویش ۴
از بس که دل ز دیدنت از جای رفته است
تا روز بازخواست نیاید به جای خویش ۵
از بس به کار ما گره افکنده اند خلق
پهلو تهی کنیم ز بند قبای خویش ۶
تا چند پاسبانی عیب نهان کنم؟
یکبار پرده می کشم از عیبهای خویش ۷
رفتم که حلقه بر در بیگانگی زنم
شاید به این وسیله شوم آشنای خویش ۸
صائب مقیم گلشن فردوس گشته ام
تا محو کرده ام به رضایش رضای خویش ۹
آیینه را خبر نبود از صفای خویش ۱
چون شمع تا به خلوت او راه برده ام
صد بار دیده ام سر خود زیر پای خویش ۲
آمیخته است مستی و مستوریم به هم
افکنده ام به گردن مینا ردای خویش ۳
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است
شرمنده است پیش رخش از صفای خویش ۴
از بس که دل ز دیدنت از جای رفته است
تا روز بازخواست نیاید به جای خویش ۵
از بس به کار ما گره افکنده اند خلق
پهلو تهی کنیم ز بند قبای خویش ۶
تا چند پاسبانی عیب نهان کنم؟
یکبار پرده می کشم از عیبهای خویش ۷
رفتم که حلقه بر در بیگانگی زنم
شاید به این وسیله شوم آشنای خویش ۸
صائب مقیم گلشن فردوس گشته ام
تا محو کرده ام به رضایش رضای خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۷۳ - تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۷۵ - رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.