هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای توصیف معشوق و حالات عاشقانه استفاده میکند. شاعر از لاله عذار، شراب، دلباختگی، و زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق سخن میگوید و حالات روحی و عاطفی خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و واژگان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۸۰ - آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
از خون جگر سوختگان است شرابش ۱
بیهوشیش از کاوش دل باز ندارد
چشمی که بود شوخ چو مژگان رگ خوابش ۲
این لنگر تمکین که به خود حسن سپرده است
مشکل که کند حلقه خط پا به رکابش ۳
از خانه به بازار صبوحی زده آید
حسنی که زآیینه بود عالم آبش ۴
چشمی که شود صیقلی باده روشن
از خشت سر خم بود آماده کتابش ۵
از خون جگر سوختگان است شرابش ۱
بیهوشیش از کاوش دل باز ندارد
چشمی که بود شوخ چو مژگان رگ خوابش ۲
این لنگر تمکین که به خود حسن سپرده است
مشکل که کند حلقه خط پا به رکابش ۳
از خانه به بازار صبوحی زده آید
حسنی که زآیینه بود عالم آبش ۴
چشمی که شود صیقلی باده روشن
از خشت سر خم بود آماده کتابش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۷۹ - چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸۱ - شوخی که مرا هست تمنای وصالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.