خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای توصیف معشوق و حالات عاشقانه استفاده میکند. شاعر از لاله عذار، شراب، دلباختگی، و زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق سخن میگوید و حالات روحی و عاطفی خود را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و واژگان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۸۰ - آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
از خون جگر سوختگان است شرابش ۱
بیهوشیش از کاوش دل باز ندارد
چشمی که بود شوخ چو مژگان رگ خوابش ۲
این لنگر تمکین که به خود حسن سپرده است
مشکل که کند حلقه خط پا به رکابش ۳
از خانه به بازار صبوحی زده آید
حسنی که زآیینه بود عالم آبش ۴
چشمی که شود صیقلی باده روشن
از خشت سر خم بود آماده کتابش ۵
از خون جگر سوختگان است شرابش ۱
بیهوشیش از کاوش دل باز ندارد
چشمی که بود شوخ چو مژگان رگ خوابش ۲
این لنگر تمکین که به خود حسن سپرده است
مشکل که کند حلقه خط پا به رکابش ۳
از خانه به بازار صبوحی زده آید
حسنی که زآیینه بود عالم آبش ۴
چشمی که شود صیقلی باده روشن
از خشت سر خم بود آماده کتابش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۷۹ - چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸۱ - شوخی که مرا هست تمنای وصالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.