خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و تأثیر نگاه و رفتار او بر شاعر میپردازد. شاعر از زخمهای عشق، زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر جهان و دلها سخن میگوید.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۰۸۵ - آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش
آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش
برقی است که از چشم بود ابر سیاهش ۱
این زخم نمایان من از شاهسواری است
کز سوده الماس بود گرد سپاهش ۲
طفلی به دلم پنجه فشرده است که باشد
خون دو جهان لاله ای از طرف کلاهش ۳
از سنبل آهش گل خورشید توان چید
برخرمن هردل که می زند برق نگاهش ۴
خورشید جهانتاب شود مردمک او
هر حلقه چشمی که شود هاله ماهش ۵
سیلی است خرامش که جهان خاروخس اوست
درحوصله کیست که گیرد سر راهش ؟ ۶
هر دانه دل کز نظر عشق خورد آب
تا خرمن افلاک رسد خوشه آهش ۷
درخواب به ریحان بهشتش نتوان کرد
چشمی که شود شیفته زلف سیاهش ۸
سیمین ذقنی برده دلم را که به یوسف
یک دم ندهد آب رسن بازی چاهش ۹
صائب شود ایمن ز شبیخون حوادث
هردل که شود آن شکن زلف پناهش ۱۰
برقی است که از چشم بود ابر سیاهش ۱
این زخم نمایان من از شاهسواری است
کز سوده الماس بود گرد سپاهش ۲
طفلی به دلم پنجه فشرده است که باشد
خون دو جهان لاله ای از طرف کلاهش ۳
از سنبل آهش گل خورشید توان چید
برخرمن هردل که می زند برق نگاهش ۴
خورشید جهانتاب شود مردمک او
هر حلقه چشمی که شود هاله ماهش ۵
سیلی است خرامش که جهان خاروخس اوست
درحوصله کیست که گیرد سر راهش ؟ ۶
هر دانه دل کز نظر عشق خورد آب
تا خرمن افلاک رسد خوشه آهش ۷
درخواب به ریحان بهشتش نتوان کرد
چشمی که شود شیفته زلف سیاهش ۸
سیمین ذقنی برده دلم را که به یوسف
یک دم ندهد آب رسن بازی چاهش ۹
صائب شود ایمن ز شبیخون حوادث
هردل که شود آن شکن زلف پناهش ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۸۴ - از رشته جان تاب برد موی میانش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸۶ - جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.