خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، معنویت، اسلام، و دوری از نامسلمانان میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند سخن، نگاه، دل، و بوسه بهصورت نمادین استفاده کرده و بر لطافت و عمق معانی تأکید دارد. همچنین، انتقادی از رفتارهای نادرست و تهمتزدن به دیگران وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۵۰۹۰ - سخن تانگردد چو موی میانش
سخن تانگردد چو موی میانش
محال است آید برون ازدهانش ۱
به مژگان دگر بازگشتن ندارد
نگاهی که افتد به سرو روانش ۲
ز بس لطف، چون رشته از عقد گوهر
نمایان بود مغز ازاستخوانش ۳
دل پر مرا خالی آن روز گردد
که از بوسه خالی کنم بوسه دانش ۴
مجویید اسلام ازان نامسلمان
که زنار باشد ز موی میانش ۵
مجرد زالفاظ گردد چو معنی
سخن تا برآید ز تنگ دهانش ۶
مرا برده ازراه بیرون عزیزی
که گل یک پیاده است از کاروانش ۷
منه تهمت گوشه گیری به عنقا
که از کوه قاف است سنگ نشانش ۸
دل سنگ شد آب صائب زآهم
نشد نرم گردد دل پاسبانش ۹
محال است آید برون ازدهانش ۱
به مژگان دگر بازگشتن ندارد
نگاهی که افتد به سرو روانش ۲
ز بس لطف، چون رشته از عقد گوهر
نمایان بود مغز ازاستخوانش ۳
دل پر مرا خالی آن روز گردد
که از بوسه خالی کنم بوسه دانش ۴
مجویید اسلام ازان نامسلمان
که زنار باشد ز موی میانش ۵
مجرد زالفاظ گردد چو معنی
سخن تا برآید ز تنگ دهانش ۶
مرا برده ازراه بیرون عزیزی
که گل یک پیاده است از کاروانش ۷
منه تهمت گوشه گیری به عنقا
که از کوه قاف است سنگ نشانش ۸
دل سنگ شد آب صائب زآهم
نشد نرم گردد دل پاسبانش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۸۹ - سری را که بالین شود آستانش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۱ - که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.