هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوقی با نگاه سیاه و جذابیتهای فراوان سخن میگوید. معشوق چنان جذاب است که حتی طبیعت و عناصر عالم نیز تحت تأثیر او قرار میگیرند. شاعر از اسارت در دام عشق و ناتوانی در رهایی از آن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۹۱ - که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟
که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟
که یک حلقه اوست چشم سیاهش ۱
دل تنگ با جلوه اش چون برآید؟
گه گردون غباری است از جلوه گاهش ۲
کمر بسته چون بندگان بهر خدمت
مه از هاله پیش رخ همچو ماهش ۳
اگر آب گردد رهایی نیابد
به هر دل که پیچد زلف سیاهش ۴
زراندود شد چون خطوط شعاعی
خس و خار عالم زبرق نگاهش ۵
نکردند دلها دگر راست قامت
شکستند روزی که طرف کلاهش ۶
طلبکار اوراست چون تیغ پایی
که سنگ فسان می شود سنگ راهش ۷
چه گل چیند از سرکشی دست صائب ؟
که دامن ز گل می کشد خار راهش ۸
که یک حلقه اوست چشم سیاهش ۱
دل تنگ با جلوه اش چون برآید؟
گه گردون غباری است از جلوه گاهش ۲
کمر بسته چون بندگان بهر خدمت
مه از هاله پیش رخ همچو ماهش ۳
اگر آب گردد رهایی نیابد
به هر دل که پیچد زلف سیاهش ۴
زراندود شد چون خطوط شعاعی
خس و خار عالم زبرق نگاهش ۵
نکردند دلها دگر راست قامت
شکستند روزی که طرف کلاهش ۶
طلبکار اوراست چون تیغ پایی
که سنگ فسان می شود سنگ راهش ۷
چه گل چیند از سرکشی دست صائب ؟
که دامن ز گل می کشد خار راهش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۰ - سخن تانگردد چو موی میانش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۲ - اگر چشم کافر فتد برلقایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.