خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق الهی، جذابیت معشوق، رنج و درمان، و فرار از خود پرداخته است. شاعر از عناصری مانند گریه شمع، یاقوت احمر، فانوس، و تیر کمان برای بیان احساسات عمیق استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و فرار از خود ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۵۰۹۲ - اگر چشم کافر فتد برلقایش
اگر چشم کافر فتد برلقایش
نیاید به لب غیر نام خدایش ۱
شود گریه شمع یاقوت احمر
به بزمی که افروزد از می لقایش ۲
زمین گیر سازد تماشاییان را
چو در جلوه آید قد دلربایش ۳
ز اندیشه آن تن نازپرور
چو فانوس دور استد از تن قبایش ۴
ز عیسی چه بگشاید آن خسته ای را
که بیماری چشم باشد دوایش ۵
برآرد سراز جیب دریای گوهر
دهد چون حباب آن که سر درهوایش ۶
چو آسودگی خواهی ازآسمانی
که بی آب، گردان بود آسیایش ۷
چنان کز کمان تیر صائب گریزد
ز خود می گریزد چنان آشنایش ۸
نیاید به لب غیر نام خدایش ۱
شود گریه شمع یاقوت احمر
به بزمی که افروزد از می لقایش ۲
زمین گیر سازد تماشاییان را
چو در جلوه آید قد دلربایش ۳
ز اندیشه آن تن نازپرور
چو فانوس دور استد از تن قبایش ۴
ز عیسی چه بگشاید آن خسته ای را
که بیماری چشم باشد دوایش ۵
برآرد سراز جیب دریای گوهر
دهد چون حباب آن که سر درهوایش ۶
چو آسودگی خواهی ازآسمانی
که بی آب، گردان بود آسیایش ۷
چنان کز کمان تیر صائب گریزد
ز خود می گریزد چنان آشنایش ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۱ - که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۳ - حضوری داشتم شب با خیالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.