هوش مصنوعی: شاعر در این متن به توصیف عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. او از جستجوی معشوق، زیبایی‌های طبیعت و تأثیرات عشق بر دل سخن می‌گوید. همچنین، از مفاهیمی مانند وصال، جمال، و ناپایداری دنیا نیز یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۰۹۳ - حضوری داشتم شب با خیالش

حضوری داشتم شب با خیالش
که در خاطر نمی آمد وصالش ۱

پریرویی که من جویای اویم
اشارت بر نمی دارد هلالش ۲

گل از شبنم کند در یوزه چشم
که گردد محو خورشید جمالش ۳

کند درلامکان خاکسترش سیر
به هر خرمن که زد برق جلالش ۴

به چندین رنگ هرساعت برآید
بهار از انفعال رنگ آلش ۵

اگر گوهر شود همچشم با او
دهد گرد یتیمی خاکمالش ۶

ازان رخسار چون گل چشم بد دور
که از شبنم بود عبن الکمالش ۷

الفها سینه شهباز دارد
ز شرم چهره پر خط و خالش ۸

زبان شکر جای سبزه روید
به هر جا سایه اندازد نهالش ۹

به صحرا افکند چون نافه مشک
ز وحشت سایه را وحشی غزالش ۱۰

به کف دارد کمند آسمان گیر
زمین از سایه نازک نهالش ۱۱

کلاه از فرق گردون می رباید
سر هر کس که گردد پایمالش ۱۲

به چشم ذره شب را روز کرده است
فروغ آفتاب بی زوالش ۱۳

دل آیینه ها راآب کرده است
ز شوخی برق حسن بی مثالش ۱۴

که دارد زهره تکلیف ،صائب ؟
نیابد بی تکلف گر خیالش ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۲ - اگر چشم کافر فتد برلقایش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۴ - شده است از شوق تیغ جان ستانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.