خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و شوق شدید، درد و رنج عاشقانه، و ناسازگاری معشوق سخن میگوید. شاعر از عناصری مانند تیغ جانستان، زلف معشوق، و باغی که دلها را آب میکند استفاده کرده تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، اشارهای به ناامیدی و حیرت شاعر در برابر رفتار ناسازگار معشوق دارد.
متن دارای مضامین عاشقانهی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۵۰۹۴ - شده است از شوق تیغ جان ستانش
شده است از شوق تیغ جان ستانش
وبال خضر، عمر جاودانش ۱
به جای نافه دل بر خاک ریزد
ز زلف و کاکل عنبرفشانش ۲
غبار آلوده گرد کسادی است
نسیم پیرهن در کاروانش ۳
چه باغ است این که دلها را کند آب
ز پشت در صدای باغبانش ۴
ز حیرت آنقدر فرصت ندارم
که درد خود کنم خاطرنشانش ۵
چنان ناسازگارست آن جفا جوی
که نتوان ساخت پیغام از زبانش ۶
ندارد برگ سبزی رنگ، صائب
با این سامان ز باغ و بوستانش ۷
وبال خضر، عمر جاودانش ۱
به جای نافه دل بر خاک ریزد
ز زلف و کاکل عنبرفشانش ۲
غبار آلوده گرد کسادی است
نسیم پیرهن در کاروانش ۳
چه باغ است این که دلها را کند آب
ز پشت در صدای باغبانش ۴
ز حیرت آنقدر فرصت ندارم
که درد خود کنم خاطرنشانش ۵
چنان ناسازگارست آن جفا جوی
که نتوان ساخت پیغام از زبانش ۶
ندارد برگ سبزی رنگ، صائب
با این سامان ز باغ و بوستانش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۳ - حضوری داشتم شب با خیالش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۵ - ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.