هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و شوق شدید، درد و رنج عاشقانه، و ناسازگاری معشوق سخن میگوید. شاعر از عناصری مانند تیغ جانستان، زلف معشوق، و باغی که دلها را آب میکند استفاده کرده تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، اشارهای به ناامیدی و حیرت شاعر در برابر رفتار ناسازگار معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۵۰۹۴ - شده است از شوق تیغ جان ستانش
شده است از شوق تیغ جان ستانش
وبال خضر، عمر جاودانش ۱
به جای نافه دل بر خاک ریزد
ز زلف و کاکل عنبرفشانش ۲
غبار آلوده گرد کسادی است
نسیم پیرهن در کاروانش ۳
چه باغ است این که دلها را کند آب
ز پشت در صدای باغبانش ۴
ز حیرت آنقدر فرصت ندارم
که درد خود کنم خاطرنشانش ۵
چنان ناسازگارست آن جفا جوی
که نتوان ساخت پیغام از زبانش ۶
ندارد برگ سبزی رنگ، صائب
با این سامان ز باغ و بوستانش ۷
وبال خضر، عمر جاودانش ۱
به جای نافه دل بر خاک ریزد
ز زلف و کاکل عنبرفشانش ۲
غبار آلوده گرد کسادی است
نسیم پیرهن در کاروانش ۳
چه باغ است این که دلها را کند آب
ز پشت در صدای باغبانش ۴
ز حیرت آنقدر فرصت ندارم
که درد خود کنم خاطرنشانش ۵
چنان ناسازگارست آن جفا جوی
که نتوان ساخت پیغام از زبانش ۶
ندارد برگ سبزی رنگ، صائب
با این سامان ز باغ و بوستانش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۳ - حضوری داشتم شب با خیالش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۵ - ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.