خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه است که از عناصر طبیعت و احساسات انسانی برای بیان عشق و شرم استفاده میکند. شاعر از تشبیهات زیبا مانند زلف و خال معشوق، بوسه آفتاب بر بام، و چشم بادام برای توصیف احساسات خود بهره میبرد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند عشق، شرم، و زیبایی میپردازد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'عشق خونخوار' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۵۰۹۸ - می ز شرم لب می آشامش
می ز شرم لب می آشامش
عرق شرم گشت درجامش ۱
خال دلکشترست یا زلفش ؟
دانه گیراترست یا دامش ؟ ۲
در دل آفتاب،خون ز شفق
می کند بوسه لب بامش ۳
من که بودم ز پسته یکدل تر
دو دلم کرد چشم بادامش ۴
آن که روزم چو پشت آینه کرد
می توان دید رو دراندامش ۵
عشق خونخوار خلوتی دارد
که بود چشم شیر گلجامش ۶
می توان خواند همچو آب روان
ازعقیق سرشک من نامش ۷
می کند وحشت از جهان ،صائب
دل هر کس که می شود رامش ۸
عرق شرم گشت درجامش ۱
خال دلکشترست یا زلفش ؟
دانه گیراترست یا دامش ؟ ۲
در دل آفتاب،خون ز شفق
می کند بوسه لب بامش ۳
من که بودم ز پسته یکدل تر
دو دلم کرد چشم بادامش ۴
آن که روزم چو پشت آینه کرد
می توان دید رو دراندامش ۵
عشق خونخوار خلوتی دارد
که بود چشم شیر گلجامش ۶
می توان خواند همچو آب روان
ازعقیق سرشک من نامش ۷
می کند وحشت از جهان ،صائب
دل هر کس که می شود رامش ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۷ - هرکه بیند به چشم بیمارش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹۹ - هر که خموش از شکایت است زبانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.