هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند سکوت و ذکر، طبیعت و تغییر فصل‌ها، ناپایداری زندگی، خطرات زبان، عشق و جمال، و تقدیر و رضا می‌پردازد. شاعر از تصاویر طبیعی مانند گل و خزان، و عناصر نمادین مانند آیینه و تیغ زبان برای بیان مفاهیم عمیق استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و استعاری نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

غزل ۵۰۹۹ - هر که خموش از شکایت است زبانش

هر که خموش از شکایت است زبانش
حلقه ذکر خفی است مهر دهانش ۱

وقت کسی خوش درین ریاض که باشد
چون گل رعنا یکی بهار و خزانش ۲

دست ز خوان سپهر سفله نگه دار
کز لب گورست خشکتر لب نانش ۳

زود سر سبز خود کند علف تیغ
هرکه نگردد حریف تیغ زبانش ۴

روی تو آیینه ای بود که چو خورشید
هم ز فروغ خودست آینه دانش ۵

بس که لطف اوفتاده آن تن سیمین
خار به پیراهن است از رگ جانش ۶

نقش پذیری شود زلوح دلش محو
دیده آیینه ای که شد نگرانش ۷

نرم نگردد به آفتاب قیامت
بس که فتاده است سخت پشت کمانش ۸

آه چه سازم که نیست جز الف آه
قسمت من از وصال موی میانش ۹

چون صدف ازآب گوهرست لبالب
دیده من از رخ ستاره فشانش ۱۰

پیش کریمان غیور لب نگشاید
صائب اگر پر گهر کنند دهانش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۹۸ - می ز شرم لب می آشامش
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰۰ - بس که زند موج نور سرو روانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.