هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر پرآوازهٔ سبک هندی، است که مضامین عرفانی، اخلاقی و فلسفی را دربرمیگیرد. شاعر در این شعر از استواری و ثبات خود مانند کوه سخن میگوید و به بیاعتنایی به دنیا و مادیات اشاره دارد. او از عشق و فداکاری در راه آن میگوید و بر اهمیت گوهر درون (معنویت و حقیقت وجودی) تأکید میکند. همچنین، شاعر از تجربیات زندگی و درسهایی که از آنها آموخته سخن میگوید و به خودشناسی و پایداری در برابر مشکلات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۵۱۰۲ - از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش
از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش
بحر گران وقارم درپاس گوهر خویش ۱
شمع حریم عشقم پروای کشتنم نیست
بسیار دیده ام من در زیر پا سرخویش ۲
از خشکسال ساحل اندیشه ای ندارم
پیوسته در محیطم ازآب گوهر خویش ۳
دریافت مرغ تصویر معراج بوی گل را
ما رنگ گل ندیدیم از سستی پر خویش ۴
شهد وصال شکر می خواست دور باشی
از زهر سبز کردیم چون طوطیان پر خویش ۵
تا در میان آتش درباغ خلد باشی
ازآبروی خود کن زنهار گوهر خویش ۶
زان گوهر گرامی هرگزخبر نیابی
تا بادبان نسازی در بحر لنگر خویش ۷
روزی که در گلستان انشای خنده کردیم
دیدیم برکف دست چون شاخ گل سر خویش ۸
دولت مساعدت کرد صیاد چشم پوشید
در کار دام کردم نخجیر لاغر خویش ۹
غافل نیم ز ساغر هرچند بی شعورم
چون طفل می شناسم پستان مادر خویش ۱۰
کردار من به گفتار محتاج نیست صائب
در زخم می نمایم چون تیغ جوهر خویش ۱۱
بحر گران وقارم درپاس گوهر خویش ۱
شمع حریم عشقم پروای کشتنم نیست
بسیار دیده ام من در زیر پا سرخویش ۲
از خشکسال ساحل اندیشه ای ندارم
پیوسته در محیطم ازآب گوهر خویش ۳
دریافت مرغ تصویر معراج بوی گل را
ما رنگ گل ندیدیم از سستی پر خویش ۴
شهد وصال شکر می خواست دور باشی
از زهر سبز کردیم چون طوطیان پر خویش ۵
تا در میان آتش درباغ خلد باشی
ازآبروی خود کن زنهار گوهر خویش ۶
زان گوهر گرامی هرگزخبر نیابی
تا بادبان نسازی در بحر لنگر خویش ۷
روزی که در گلستان انشای خنده کردیم
دیدیم برکف دست چون شاخ گل سر خویش ۸
دولت مساعدت کرد صیاد چشم پوشید
در کار دام کردم نخجیر لاغر خویش ۹
غافل نیم ز ساغر هرچند بی شعورم
چون طفل می شناسم پستان مادر خویش ۱۰
کردار من به گفتار محتاج نیست صائب
در زخم می نمایم چون تیغ جوهر خویش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۰۱ - برسر حرف آمده است چشم سیاهش
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰۳ - بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.