هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربیات شخصی و فلسفی خود سخن می‌گوید. او از رهایی از دشمنان و پاسبانان درونی، ارزش‌های انسانی، مقاومت در برابر حوادث، زیبایی‌های زندگی و رنج‌های عاشقانه می‌گوید. همچنین به مفاهیمی مانند خاموشی، غرور، و عقل اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۱۰۳ - بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش

بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش
خود را خلاص کردم از پاسبانی خویش ۱

خلق محمدی رابا زر که جمع کرده است؟
یارب که برخورد گل از زندگانی خویش ۲

ازتیشه حوادث از پای درنیایم
پشتم به کوه طورست از سخت جانی خویش ۳

درپیش چشم من گل خندید،سوختندش
چون صرف خنده سازم عهد جوانی خویش ۴

از فیض خامشیهاست رنگینی کلامم
چون غنچه صد زبانم از بی زبانی خویش ۵

خون من و می لعل بایکدیگر نجوشند
چون گل عزیز دارم رنگ خزانی خویش ۶

از طاق دل فکنده است آیینه را غرورش
خود هم ملال دارداز سر گرانی خویش ۷

دیدم که خاطرگل از من غبار دارد
چون شبنم سبکروح بردم گرانی خویش ۸

در دشت با سرابم در بحر یار آبم
چون موج در عذابم از خوش عنانی خویش ۹

صائب ز کاردانی در دام عقل افتاد
اینش سزا که نازد برکاردانی خویش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۰۲ - از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰۴ - در خرابات مغان ستار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.