خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، مینوشی، و رضایت به قناعت سخن میگوید. او از عشق به معشوق، لذت نوشیدن می، و فلسفهٔ حکمت در زندگی میسراید و به مفاهیمی مانند قناعت، عرفان، و درد عشق اشاره میکند.
متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم فلسفی نیازمند درک عمیقتری است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
غزل ۵۱۲۹ - مابه خون جگریم از می گلگون قانع
مابه خون جگریم از می گلگون قانع
با خماریم ز لعل لب میگون قانع ۱
هرگز از می نشود جام نگونش خالی
هرکه چون لاله شود بادل پر خون قانع ۲
می شود ساغرش ازباده حکمت لبریز
شد به خم هرکه ز مسکن چو فلاطون قانع ۳
فارغ از دردسر جاه شود ، هرکس شد
به کلاه نمدازتاج فریدون قانع ۴
خفظ اندازه محال است توان در می کرد
چون به صد بوسه شوم زان لب میگون قانع؟ ۵
از نظربازی آن لیلی عالم صائب
به تماشای غزالیم چو مجنون قانع ۶
با خماریم ز لعل لب میگون قانع ۱
هرگز از می نشود جام نگونش خالی
هرکه چون لاله شود بادل پر خون قانع ۲
می شود ساغرش ازباده حکمت لبریز
شد به خم هرکه ز مسکن چو فلاطون قانع ۳
فارغ از دردسر جاه شود ، هرکس شد
به کلاه نمدازتاج فریدون قانع ۴
خفظ اندازه محال است توان در می کرد
چون به صد بوسه شوم زان لب میگون قانع؟ ۵
از نظربازی آن لیلی عالم صائب
به تماشای غزالیم چو مجنون قانع ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۲۸ - هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع
گوهر بعدی:غزل ۵۱۳۰ - قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.