هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از صائب تبریزی، عشق را به عنوان گوهری یگانه و نیرویی بیکرانه توصیف میکند که بر عقل و خرد غلبه دارد. شاعر از ناتوانی انسان در برابر جذبههای عشق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن را بر دل و جان انسانها بیان میکند. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند تسلیم در برابر عشق، فنا در معشوق و وجد ناشی از آن اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل فهم نباشد.
غزل ۵۱۸۴ - دل شکسته بود گوهر یگانه عشق
دل شکسته بود گوهر یگانه عشق
بود ز چهره زرین زر خزانه عشق ۱
به زور عقل گذشتن ز خود میسر نیست
مگر بلند شود دست و تازیانه عشق ۲
به هر چه دل نهی از پیش چشم بردارد
کناره سوز بود بحر بیکرانه عشق ۳
ستاده اند به امید گوشه چشمی
هزار یوسف مصری برآستانه عشق ۴
خم سپهر برین را به دست بردارند
سبو کشان ضعیف شرابخانه عشق ۵
مگر ز سنگ بود پرده های گوش کسی
که ناخنش به جگر نشکند ترانه عشق ۶
حدیث باده چه گویم، که آب می گردد
به هر دلی که زند برق شیشه خانه عشق ۷
بیار جیب و ببر هرگهر که می خواهی
که قفل منع ندارد در خزانه عشق ۸
چو آفتاب ز آتش بهم رسان رویی
که چهره سوز بود خاک آستانه عشق ۹
کسی چگونه کند ضبط خویشتن صائب؟
که نه سپهر به وجدست از ترانه عشق ۱۰
بود ز چهره زرین زر خزانه عشق ۱
به زور عقل گذشتن ز خود میسر نیست
مگر بلند شود دست و تازیانه عشق ۲
به هر چه دل نهی از پیش چشم بردارد
کناره سوز بود بحر بیکرانه عشق ۳
ستاده اند به امید گوشه چشمی
هزار یوسف مصری برآستانه عشق ۴
خم سپهر برین را به دست بردارند
سبو کشان ضعیف شرابخانه عشق ۵
مگر ز سنگ بود پرده های گوش کسی
که ناخنش به جگر نشکند ترانه عشق ۶
حدیث باده چه گویم، که آب می گردد
به هر دلی که زند برق شیشه خانه عشق ۷
بیار جیب و ببر هرگهر که می خواهی
که قفل منع ندارد در خزانه عشق ۸
چو آفتاب ز آتش بهم رسان رویی
که چهره سوز بود خاک آستانه عشق ۹
کسی چگونه کند ضبط خویشتن صائب؟
که نه سپهر به وجدست از ترانه عشق ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۸۳ - زبان مار بود خار آشیان فراق
گوهر بعدی:غزل ۵۱۸۵ - جان آرمیده می شود از اضطراب عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.